نورپردازی
نور پردازي: نور پردازي بر برداشت بيننده و واكنش او نسبت به تصاوير ، تأثيري مسقتيم دارد. علاوه بر جلوة بصري و محيطي صحنه، نورپردازي تعبيرات بيننده را در بارة اندازه ، شكل و فاصلة اشياء نيز متأثر مي كند. نورپردازي قادر است شكلي را احياء كند يا آن را از بين ببرد، توجه را به بافت اشياء كند يا آنها را مخفي سازد. محيطي كه بطور نا آشنا و عجيب نورپردازي شده باشد اسرار آميز بنظر مي رسد يا شخصيت خود را از دست مي دهد. بنابراين ، نورپردازي نه فقط عاملي اساسي براي كاركرد دوربين است بلكه انگيزه اي براي بسياري از واكنشهاي بيننده خواهد بود. دوربين ويدئو فقط مي تواند كنتراستهاي نسيتاً محدودي را بپذيرد و براي بازسازي بهترين كيفيت تصويري به نوردهي كاملاً تنظيم شده، احتياح دارد. بنابراين براي دستيابي به نتيجه مطلوب تصويري و كاهش اشكالات متعدد ويدئو بايد كنتراست و شدت نور را دقيقاً محاسبه كرد. اگر از ديافراگم خاصي براي عمق ميذان زياد يا محدود استفاده مي كنيد، بايد شدت و مقدار نور را براي نور دهي لازم تعيين كنيد. بعضي اوقات نور طبيعي صحنه هاي خارج از استوديو با شرايط و نيازهاي شما سازگار نيست. به طور مثال، شدت يا جهت آفتاب مناسب نبوده و باعث كنتراست شديد يا سايه هاي ناخواسته مي شود، يا اينكه پراكندگي زيادي داشته و شفافيت را از تصوير شما ميگيرد. شايد كيفيت رنگي نور نيز رضايت بخش نباشد. با اين همه در بسياري موارد، نور موجود در صحنه هاي خارج از استوديو نياز برنامه را برطرف مي سازد و به نور ديگري احتياج نخواهد بود. نور پردازي در خلق تو هم عمق به ما كمك مي كند و تأثيرات ناشي از فضاي صحنه، ابعاد و شكل اشياء را افزايش مي دهد. نور پردازي مي تواند جلوه هاي محيطي، حالت و سبك خاصي را بوجود آورد، مي تواند محيط خاصي را بازسازي يا تقليد كند و حتي به زمان خاصي و شرايط ويژه جوي اشاره كند. از نور مي توان براي تأكيد بر حالاتي از صحنه استفاده كرد و جنبه هاي ديگري از آن را مخفي ساخت. نور مي تواند به زيبايي تصوير كمك كند يا عملاً حالتي ناخوشايند در آن پديد آورد. كيفيت نور كيفيت نور بيش از هر چيز به ماهيت منبع آن مربوط مي شود. بين نور سخت سايه دار و نور نرم پراكندة بدون سايه تفاوتهاي زيادي موجود است. نور سخت نور سخت قدرتمند و قاطع سايه هاي قوي و مشخصي ايجاد مي كند. اين نور خطوط خارجي و بافت سطح را آشكار مي سازد. كاملاً جهتدار است، بنابراين مي توان آن را محصور كرد. عملكرد اين نور سخت، خواه از خورشيد سرچشمه گرفته باشد و خواه از چراغ لكهاي (spot light) استوديو، به هنگام نور پردازي صحنه يكسان است. نور خورشيد آسمان صاف،كه منبع دور نقطه اي بحساب مي آيد، واضح ترين سايه ها را مي افكند، اما ميتوان يك منبع كوچك را هم بعنوان جانشين متقاعد كننده اي از آن پذيرفت. هر چه تمركز منبع نور بيشتر و فاصلة آن دورتر باشد، نور آن سخت تر نمود پيدا مي كند. اگر فاصله منبع نور كم، يا نسبت به موضوع اندازه بزرگتري داشته باشد، لبه هاي سايه ها را نرم و آنها را نامشخص تر مي سازد. نور سخت را به خاطر ماهيت آن ميتوان براي جلوگيري از روشن سازي نواحي مجاور براحتي محصور كرد. «نور سخت» نور نرم در طرف ديگر انواع نور، با نور نرم سر و كار داريم. روشنايي پراكنده بدون سايه ممكن است هم از آسمان تيرة ابرآلود حاصل شود و هم از جانب يك حباب فلورسنت سقفي، و يا از منبع نور سختي كه بوسيله مواد پخش كنندة نور پوشيده شده باشد. نور منبعي با دهانه بزرگ مانع از نمود بافت شده و جزئيات نواحي سايه اي را بدون خلق سايه هاي زياد و روشنايي تند آشكار مي سازد. برجسته نمايي يا هر گونه تنوع كنتراست، ناشي از ناهمواري سطوح به حد قابل ملاحضه اي كاهش پيدا مي كند و جلوگيري از پخش شدن نور در جهات ناخواسته امري مشكل است. اين نوع نور تخت ممكن است در آغاز مطلوب بنمايد، چرا كه مطمئناً همه چيز را به ما نشان مي دهد اما در واقع – بخصوص در تصوير دو بعدي ـ محدوديتهايي دارد. اگر نور نرم با زاويه تابيده باشد، قسمتهايي از موضوع سايه دارد، اما اين سايه نرم است. «نور نرم» جهت نور جهت نوري كه به موضوع مي تابد، بيشتر به نقطة ديد ما مربوط مي شود تا به جهت نوري كه بدان تابيده است. نور پردازي از مقابل اگر نور كاملاً از جلو به موضوع بتابد (يعني نور كاملاً از پشت دوربين به موضوع بتابد) سايه هاي موضوع مستقيماً پشت آن قرار مي گيرند و ديده نمي شوند. با اين حال از ديگر زواياي ديد، قابل رؤيت اند. هر چه نور به محور عدسي دوربين نزديكتر باشد، نمود موضوع از اين نقطه ديد، تخت تر مي شود. هم بر جسته نمايي و هم بافت سطح بوسيله نوري كه از رو به رو مي تابد از بين ميرود. چون آنچه بافت مي ناميم در اصل الگويي از سايه هاي منفرد كوچكي است كه از خود، ناهمواريهايي در سطح بوجود ميآورد. نورپردازي از جلو مي تواند از ايجاد اغتشاش و سايه هاي غير ضروري جلوگيري كند يا بر جسته نمايي ناخواسته را كاهش مي دهد. اين امر ما را قادر مي سازد تا چهره ها را جوان بنمايانيم، چين و چروكها و برآمدگيها حتي الامكان نزديك عدسي قرار گيرد و براي جلوگيري از امكان تشكيل سايه، احتمالاً از نور نرم استفاده شود. در غالب موارد استقرار نور اصلي در كنار دوربين، نمود موضوع را به حد كافي تخت مي كند، اما در مواردي كه حتي اين نور نيز سايه هاي ناخواسته ايجاد مي كند مي توان با استفاده از شيوه هاي دقيق، نور را به طور كامل در امتداد محور عدسي تاباند. به طور كلي ، سطوحي كه در مقابل پرتو نور واقع شده اند درخشنده تر هستند. اگر سطحي بازتاب شديد داشته باشد، نور از مقابل به طرف عدسي دوربين باز مي گردد. اين جلوه در سطوحي كه كمي خشن باشند كمتر است. اگر عوامل تأثير گذار گوناگون را بشناسيم، غير منتظره نيست كه ببينيم نمود كامل بسياري از موضوعها، بسته به اينكه با نور نرم روشن شوند يا نور سخت و يا بسته به تغيير موقعيت منبع نور اصلي، به حد قابل توجهي تغيير مي يابد. زيرا در اين فرايند، درخشش آشكار سطوح مختلف بسته به شكل دو بعدي ، اندازه و زاويه شان، تغيير مييابد و اهميت نسبي آنها را كم يا زياد مي كند. نور جانبي اگر چراغ به سمت پهلوي موضوع حركت كند، زاويه اي بسيار كوچك نسبت به سطح مقابل ما ميسازد. اگر موضوع كاملاً تخت باشد، نور كاملاً ناديده مي ماند، اگر چه هر برآمدگيي در زاويه قائمه نسبت به آن سطح به نحو درخشنده اي نور مي گيرد. البته اغلب سطوح به طور كامل تخت نيستند. وقتي نور كاملاً به وضعيت جانبي در نيامده است به تمام يا بخشي از سطوح مقابل ساييده مي شود. در اين حالت حتي مختصر پستي و بلندي سطح و مختصر تابشي هم سايه هاي طويل و اغراق آميز مي افكند. در هر حال، بر خطوط مرزي موضوعاتي كه از پهلوبا نور سخت يا حتي نور نرم روشن شده اند، تاكيد مي شود. اين جلوه را در طبيعت زماني مي بينيم كه در غروب نور خورشيد بر چين خوردگيهاي زمين تابيده مي شود. مسطح ترين بافتها هم با نور جانبي به شدت شكل مي گيرند و ماهيت سطوحي مثل سنگ ساختماني ، پارچه قلمزني ، رگه هاي چوب، چرم و مواد مشابهي كه پستي و بلندي اندكي دارند، آشكار مي شود. نمودار اصلي موضوعي ساده مثل توپ يا پرتقال صرف نظر از اينكه نور جانبي از كدام جهتي تابيده باشد يكسان باقي مي ماند،اما با موضوع پيچيده تري مثل سر انسان، نمود كلي بر جسب اينكه بر كدام جنبه تأكيد شده و بر كدام جنبه تأكيد نشده باشد، دگرگون ميشود. نور پشت اگر نور مستقيماً به پشت موضوع حركت كند، چراغ خود پنهان مي شود و تقريباً بي اثر است، هر چند كه هر چيز نيم شفافي مثل خز و پر نور مي گيرد و روشن مي شود. مثل زماني كه خورشيد در مقابل، از لابه لاي درختان پر شاخ و برگ مي تابد. اگر نور را از اين موضع كاملاً عقب، به اطراف حركت دهيم. به شكلي كه چراغ مستقيماً به عدسي نتابد، حاشيه هاي جانبي موضوع روشن شده و بر خطوط مرزي آن قسمت تأكيد ميشود. نور پشت غالباً لبه هاي موضوع را روشن و سطوحي از موضوع را در تاريكي قرار ميدهد كه بدان اصطلاحاً «ضد نور» يا Silhouette مي گويند. ايـن گـونه تصاوير معمولاً مرموز، خشن و مبهم هستند و براي نمايش جلوه هاي شب و حالتهاي رغب انگيز بسيار موثر است. اگر نور پشت از سطح شفاف عبور كند مثل قطرات باران و برف يا برگهاي درختان، در اين حالتها صحنه حالتي رويا گونه و ماورائي مي يابد. سايه سايه سازي زماني شكل مي گيرد كه نور بوسيلة شي جامدي قطع شود. سايه ها اساساً بر سه نوع اند: سايه هاي نوع اول : سايه هاي روي موضوع اند كه از خطوط مرزي سطح خود موضوع ـ مثل سايه بيني ـ ايجاد ميشوند. سايه هاي نوع دوم : سايه موضوع روي سطوح نزديك مثل ديوار و كف تشكيل مي شود. سايه هاي نوع سوم: سايه هاي موضوعهاي ديگر است كه بر روي موضوع اصلي افتاده است. نكته عجيب آن است كه نور پردازي ابتكاري، آن قدر كه در گرو خلاقيت استادانه و تقسيم سايه روشن است، به انتخاب نقاطي كه بايد روشن شوند ،بستگي ندارد. براي آنكه سايه ها موثر باشند بايدكاملاً مشخص و معلوم باشند، دستيابي به چنين هدفي ، شايد دشوار باشد. اما نبايد از ياد برد كه ابهام و تغيير شكل مي تواند باعث تضييع هدف شود. «تاثير سايه» الف ـ سايه هاي غليظ و سخت ب ـ سايه هاي به لبه تيز ، سخت تر به نظر ميرسد فراموش نكنيم كه روشن كردن هر چراغ، يعني ايجاد يك سايه اضافي و اين ،وقتي موضوع در حال حركت باشد،جلوه نامناسب و بدتري خواهد داشت .از نظر بيننده، يك سايه براي هر موضوع، منطقي و قابل پذيرش است، اما تداخل سايه هاي اضافي، موجب سر در گمي فضاي صحنه و ايجاد خلل در هدف نور پردازي خواهد شد. بدين جهت بهتر است از سايه هاي متعدد منابع نوري كه در هم تداخل شده اند، اجتناب كنيم و براي اين منظور بايستي از حداقل چراغ براي نور پردازي، سود جسته و سايه هاي ديگر را حتي الا مكان توسط نورهاي نرم ايجاد كنيم تا در كنار سايه هاي اصلي موضوع محو شود. «مشكل تعدد سايه ها از منابع نوري مختلف» جلو گيري از انعكاسها انعكاسهاي درخشان در شيشه پنجره ها، آئينه، قفسه كتاب، شيشه قاب عكس،عينك و سطوح مشابه براي بيننده گيج كننده و ناخو شاينداست. معمو لاً اولين فكر براي بر طرف كردن انعكاسهاي ناخواسته در يك صحنه جابجا كردن چراغها ي مزاحم است حال آنكه گاهي ممكن است اين راه حل ، روشي غلط باشد و راه آسان تر اين باشد كه يك چراغ در صحنه كار چراغهاي ديگر را انجام دهد. هر چند اين امر برخي اوقات مشغله اي پروسواس است كه ممكن است به پيچيد گيهاي بيشتري در تنظيمي كامل منتهي شود. مي توان يك قفسه با قاب شيشه اي را كه نور چراغي را منعكس مي كند، به اندازه بسيار كمي تغيير زاويه داد.دو تا سه سانتيمتر خارج از تراز بودن ،هرگز براي بيننده مشخص نمي شود ،اما مي تواند انعكاسها را حذف كند. در مورد انعكاسهاي پنجره ،اين مسئله ممكن است ساده تر باشد،خارج كردن يك شيشه ممكن است مشكل را حل كند،اما بديهي است كه اين كار را نمي توان در مورد قفسه اي عتيقه انجام داد. غالباً دوربين در حركت تعقيبي يك سري انعكاس را ثبت مي كند. اما با ز هم مي توان از روشهايي بعنوان راه چاره استفاده كرد.روشهايي مثل چرخاندن شي، خارج كرده شيشه يا استفاده از بعضي اسپريهاي ضد باز تاب. در صورت نداشتن اسپري ضد بازتاب مي توانيد از يك تكه صابون بي رنگ استفاده كنيد.البته آغشتن سطح براق باصابون، بايستي بسيار دقيق انجام شود تا تكه هاي باقيماند صابون باعث لكه هاي ناخوش آيند بر روي سطح براق نگردد. همچنين بهتر است ،صابون را در نماهاي دور استفاده كرد .چون در هر حال در تصاوير نزديك و خيلي درشت از موضوع ،لايه هاي صابون بخوبي قابل رويت خواهندبود. انعكاس ناخواسته يك ليوان آب را مي توان يا از بيرون بوسيله اسپري ضد باز تاب از بين برد و يا نور را در آن نقطه خاص بوسيله پرچم محدود كرد. يك لباس پولك دوزي شده بايد درخشان بنظر برسد، اما نبايد جلوه هايي به شكل هاله، بر روي فيلم ايجاد كند. اين زاويه چراغ است كه انعكاس را بيش از آنچه كه در واقع وجود دارد، بر روي موضوع تقويت ميكند. فرآيند نور پردازي كلاسيك نور اصلي (keylight) در نور پردازي موضوع، اولين گام، استقرار نور اصلي است. اين نور اصلي ، چه در جهت و چه در رويارويي با جلوه هاي نور هاي ديگر، معمولاً بايد از نظر شدت مسلط باشد. اين چراغ اصلي، به سادگي ميتواند اثر چراغ ديگر را با كاهش برجسته نمايي آن يا با خلق سر در گمي ناشي از سايه ها خنثي سازد. انتخاب موقعيت و زاويه اين نور، بسته به اينكه بخواهيم موضوع چه نمودي داشته باشد تعيين ميشود. نور اصلي معمولاً در جلو و در زاويه 45 درجه نسبت به محور دوربين قرار مي گيرد. اين چراغ، سايه هاي اصلي را ايجاد ميكند و شكل و بافت را آشكار مي سازد و عمدتاً ميزان نور دهي را تعيين مي كند. منبع نور ممكن است در تصوير ديده شود، مثل يك چراغ روميزي و يا بخشي از دكور باشد مثل يك پنجره و يا به سادگي در محلي فرضي، مثل نور پردازي مصاحبه هاي تلويزيوني واقع شده باشد. نور فرعي پر كننده (Fill Light) نور پر كننده يا تلطيف كننده، نور نرم بي سايه اي است كه هم براي كاهش تندي سايه نور اصلي (يعني كاستن تضاد و يا كنتراست تصوير) و هم براي آشكار ساختن جزئيات سايه بكار مي رود. اين نور نبايد تغييري در ميزان نور دهي بدهد و نبايد سايه دوم ايجاد كند و جلوه نور اصلي را خنثي كند. نور تلطيف كننده براي پنهان كردن برجسته نمايي هاي شديد مثل سايه هاي عميق گودي چشم نيز بكار مي رود. شدت تابش اين نور، هميشه كمتر از نور اصلي بوده و محل قرار گيري آن نسبت به نوع استفاده از آن معمولاً در طرف ديگر دوربين، مقابل نور اصلي و گاهي در كنار دوربين ميباشد. نور پشت (Back light) نور پشت كه از پشت سر به موضوع مي تابد معمولاً بنام جدا كننده شناخته و شدت آن غالباً از نور اصلي بيشتر است تا بتواند خطوط پشت موضوع را بخوبي نمايان ساخته و از زمينه جدا كند. اين نور خطوط جانبي بخشي يا كل موضوع را روشن ميكند و حاشيه اي با ماية متفاوت به دور آن بوجود مي آورد كه آن را از پسزمينه جدا مي سازد. مثلاً وقتي موضوع، پوشش تيره دارد و در پسزمينه اي تيره حل ميشود، بسيار با ارزش است. جزئيات اشياي نيم شفاف و نقوش تور بافت با بهره گيري از نور پشت بخوبي نمايان مي شود. ما هميشه به نور پشت نياز نداريم، بخصوص زماني كه از نور جانبي استفاده كرده باشيم. هالة درخشنده يا حاشيه دار ساختن موضوع كه با استفاده از نور پشت به دست مي آيد مي تواند واقعاً زيبا باشد اما نكته مهم اينكه بايد مراقب برخورد زبانه هاي نور در عدسي و مه آلود شدن سراسري تصوير باشيم. نور پسزمينه (Back Ground Light) نور پسزمينه براي روشن كردن زمينة پشت سر موضوع بكار مي رود. شدت تابش نور پسزمينه بستگي به روشني موضوع و كنتراست مورد نياز در صحنه دارد و بجز موارد خاصي مثل ضد نور غالباً شدت آن كمتر از نور اصلي و در حد نور فرعي است. جهت تابش نور پسزمينه بستگي كامل به اشياء و سطوح قرار گرفته در پشت موضوع و همچنين فضاي مورد نياز دارد. مي توان به شكلي ساده سطوح يكدست را نور داده و فقط در حد ديدن پشت موضوع از آن بهره گرفت مثلاً با ايجاد سايه روشنهاي متفاوت مثل سايه هاي شاخه و برگ درختان پشت پنجره به ديوار پشت سر موضوع، حالتي نمايشي و گيرا داد و فضاي يكدست موضوع را به فضاي خاص تبديل كرد. نور پردازي عمومي و حركت اگر موضوع ساكن باشد، قاعدتاً وقت كافي داريم تا جزئيات را به دقت بررسي كنيم و با توجه به نسبتها تصميم بگيريم كه بهتر است به كدام جنبه ها برجستگي و تاكيد ببخشيم. اما اگر بخواهيم موضوعي درحال حركت را نورپردازي كنيم چه اتفاقي مي افتد؟ در تلويزيون و سينما، آرايش نور بايد به نحوي باشد كه عليرغم حركت موضوع و دوربين، جلوة صحنه تداوم داشته باشد. بيننده نبايد تغييري در نمود خصايص موضوع، مثلاً در شكل ، اندازه، سن و سال ، جذابيت، ساختمان، زمان يا شرايط محيط احساس كند. به نحوي كه نما، در يكي، روز بنمايد و در ديگري شب! در نورپردازي عمومي و در حاليكه موضوعي در حال حركت داريم، ابتدا با در نظر گرفتن اشياء و موقعيتهاي مهم صحنه، نور پردازي انجام ميگيرد و سپس حركات بازيگران را بر روي نقشه نور پردازي مشخص كرده و نقاط عطف حركت بازيگران و لحظاتي كه در محلهايي توقف مي نمايد و همچنين لحظاتي كه دوربين در حركت خود تصويري نزديك از بازيگر دارد؛ نور پردازي مشخص و متمركزي صورت مي گيرد. معمولاً در صحنه هاي شاد نورپردازي توسط نور نرم و يكدست انجام مي شود و حركت موضوعات متعدد در نور عمومي و يكدست صحنه رخ مي دهد. اما براي حركت موضوع اصلي و در صحنه هايي كه فضاي خاصي مورد نظر است، نور پردازي يكدست معنايي ندارد بلكه ابتدا نور پردازي تمام صحنه مطابق با الگوي فضاي مورد نظر صورت ميگيرد و سپس بازيگر در لحظات خاصي كه نقاط عطف حركت وي است، نور پردازي ميشود. در اين صحنه ها نياز به روشن كردن تمام اشياء نيست بلكه در تاريكي فرو ريختن بر خي از آنها نه تنها غير قابل پذيرش نيست بلكه به صحنه حالتي نمايشي خواهد داد. همچنين لازم نيست بازيگر در همة حركات خود در روشني بـــاشد و بيننده بتواند چهرة او را ببيند بلكه حركت او در قسمتهاي تاريك و ساية صحنه ضمن ايجاد حالتي متنوع و نمايشي قادر است به بيان مفهوم صحنه و نوع گفتار بازيگر كمك شاياني بنمايد. البته اجراي چنين طرح نوري به تجربة كافي، شناخت خصوصيات مهم نور پردازي، توانايي بكار گيري درست چراغها و همچنين خلاقيت نياز دارد. كنتراست يا نسبت نوري صحنه حد فاصل تاريكيترين نقطة صحنه تا روشنترين نقطة آن كه با سايه روشنهاي مختلف پر شده است، كنتراست ناميده مي شود. در واقع – مقايسه دو نسبت كاملاً تاريك و روشن صحنه، كنتراست را بوجود ميآورد. كنتراست در صحنه هاي داخلي طبق خواست و نظر ما شكل مي گيرد و كاملاً قابل كنترل است چرا كه تمام نور صحنه را بدلخواه انتخاب كرده ايم و شدت بين نور اصلي و فرعي را خود برگزيده ايم اما در صحنههاي خارجي ، وقتي نور اصلي، خورشيد درنظر گرفته مي شود؛ كنترل نقاط سايه و تيره در مقابل نور خورشيد مشكل بوده و نياز به كار زياد دارد. كنتراست در واقع مهمترين نكته حائز اهميت در صحنه است يعني اگر صحنه شاد يا غمگين بخواهيم، همچنين صحنة روشن و يا تيره، روز يا شب و واقعي يا رويا گونه، بايستي نسبت شدت نور اصلي به نورهاي ديگر را كنترل نمائيم تا حالت و حس مورد نظر صحنه ايجاد شود. مثلاً نياز به صحنه اي شاد براي فيلمبرداري از يك مهد كودك داريم. مهمترين نكته اي كه براي نورپردازي اين صحنه بايد در نظر داشت، اين است كه كنتراست يا تضاد نور، بايستي به حداقل برسد تا نقاط تاريك و سياه كمتري در مقايسه با نقاط روشن در تصوير داشته باشيم و بيشتر اشياء صحنه، با نور كافي و يكدستي روشن شده باشد و در عوض وقتي مثلاً نياز به نور پردازي شب داريم اين كنتراست زياد و شديد است كه قادر است با ايجاد تضاد بين نور اصلي و نورهاي ديگر، حسي از شب را به فضاي صحنه القاء كند. نسبت كنتراست صحنه كه از مقايسه شدت روشني نورها با همديگر بدست مي آيد ـ در واقع چهره ـ نسبت نور اصلي به فرعي است؛ اين نسبت به دو روش بدست ميآيد: نور اصلي نور فرعي 1ـ روش اروپايي = نسبت كنتراست نور اصلي + نور فرعي نور فرعي 2ـ روش آمريكايي = نسبت كنتراست مثلاً اگر شدت نور اصلي 200 فوت كندل و نور فرعي 50 فوت كندل باشد، در سيستم اروپايي، نسبت 1 به 4 و در سيستم آمريكايي نسبت 1 به 5 بدست خواهد آمد. در سيستم اروپايي با افزايش نسبت نورها، نسبت كنتراست شديدتري حاصل ميآيد و در سيستم آمريكايي با افزايش نورها، كنتراست با شدت كمتري افزايش مييابد، يعني مثلاً نسبت كنتراست 1 به 6 در سيستم اروپايي به مراتب كنتراست تندتري نسبت به سيستم آمريكايي دارد. همانطور كه گفتيم در صحنه هاي داخلي چون ميزان شدت تابش چراغها به انتخاب ما صورت ميگيرد، كنتراست از پيش تعيين شده است و ما به ايجاد آن در صحنه مي پردازيم. يعني هنگام نور سنجي شدت نور اصلي را با شدت نور فرعي به نسبتي قرار مي دهيم تا كنتراست يا تيرگي مورد نظر ايجاد گردد. اما در صحنه هاي خارجي كه نور اصلي ، خورشيد تلقي مي شود، كنترل آن مشكل است، كه در بررسي نورهاي خارجي به آن مي پردازيم. نور خارجي يا نور طبيعي نور طبيعي بصورت فريب دهنده اي متغير است. ارتفاع و جهت خورشيد بر حسب زمان، فصل و عرض جغرافيايي به طور مداوم، در حال تغيير است. كيفيت نور طبيعي به حد قابل توجهي متغيير است. خورشيد كاملاً درخشان در آسمان صاف، برجسته نمايي خاصي را همراه با سايه هاي غليظي كه تنها از بازتاب نور سطوح نزديك مثل بازتابه يارفلكتور (reflector) يا چراغهاي(ARC) نور روز يا هر سطح روشن و سفيد تخفيف مي يابند، خلق ميكند. اما نوري كه از كل آسمان به ما مي رسد، متفرق است. اگر خورشيد بـا پديده هاي جوي از قبيل ابر، گرد و غبار، دود، باران و يا مه پوشانده شود، تضاد نور نزول مي يابد و بر جسته نمايي نيز كاهش پيدا مي كند. رنگ نور طبيعي به شكل كاملاً مشخصي تغيير مي يابد. هنگام طلوع و غروب ، تركيبي از قرمز زرد گونه نور خورشيد، همراه با آبي گونه آسمان، كه سايه ها را روشن مي كند، مي تواند پرداخت رنگ را به حد بسيار زيادي، گول زننده بسازد. در مورد تنوع شدت نور روز، كافي است از فراز تپه اي ساية ابرهاي گذرنده را روي زمين نگاه كنيم تا ببينيم كه مقدار نور در حين تغييرات روزانه، با چه سرعتي تغيير مي كند. مسائلي كه نور طبيعي پيش رو مي گذارد، عبارتند از: 1ـ زاويه نور خورشيد تغيير ميكند. دامنة تغيير جهت آن محدود است به شرق ، به جنوب، تا غرب. 2ـ كيفيت نور بي ثبات است و وضعيتهاي نوري متفاوتي از تضاد نرم تا تضاد شديد ايجاد مي كند. 3ـ دماي رنگ يا كلوين بر حسب زمان، زاوية نور و شرايط هوا تغيير مي كند. 4ـ بسته به هدفي كه داريم گاه با نور بسيار زياد و گاه با نوري بسيار كم ، و در شرايطي با نوري كه شدت آن مداوم در حال تغيير است مواجه مي شويم. 5ـ توزيع نور تصادفي است و امكان دارد موضوعي در سايه قرار گيرد و موضوعي ديگر به طرز درخشندهاي روشن بماند. 6ـ نورهاي ناخواسته از قبيل پرتوهاي نور و تابشهاي خيره كننده ممكن است تصوير ما را تار كنند. 7ـ تضاد صحنه اي غالباً بسيار زياد است. هرگاه نور غالب روز با احتياجات ما همساز نباشد، بايد در انتظار شرايط نور و هواي مناسب تري بنشينيم يا احتمالاً زمان مناسب تري از روز را انتخاب كنيم يا دنبال نقطه ديد ديگري بگرديم و يا از نور مكمل استفاده كنيم. استفاده از نور روز اگر چه مقرون به صرفه است اما اساساً غير قابل اتكاست. ناچار بايد خود را با خصلتهاي ويژه آن وفق دهيم. بارها پيش آمده است كه در فضاهاي خارجي يا ساختمانهايي مواجه شده ايم كه نور طبيعي هيچگاه جنبه هايي از آنهايي را ـ كه مورد نظر ماست ـ روشن نمي كند. جهت هاي نور خورشيد محدود است و نور خورشيد ممكن است هر آن تيره شود. نسبت كنتراست در حالتهاي معمولي كه نور خورشيد بر موضوع ميتابد 1 به 8 است يعني اختلاف سايه و آفتاب سه پله ديافراگم است. اين كنتراست اگر چه در بعضي مواقع ممكن است مورد نياز صحنه باشد اما غالباً باعث ايجاد سايه هاي تند و غليظي ميگردد كه بخشهايي از موضوع را در تاريكي فرو ميبرد. به ناچار بايستي دو راه را در پيش گرفت. اول اينكه در ساعاتي از روز كه كنتراست كمتري موجود است ـ مثل نور صبح تا حدود ساعت 10 صبح و نور عصر تا قبل از قرمز شدن هوا ـ فيلمبرداري نمود، و راه دوم اينكه وقتي مجبور به فيلمبرداري در شرايط موجود باشيم ناچار بايستي كنتراست صحنه را كاهش دهيم. به منظور كاهش كنتراست در صحنه غالباً براي نماهاي نزديك كه چهره بازيگر بخوبي قابل رويت است، از چراغهاي آرك يا نور روز استفاده مي كنند. اين چراغها از نظر دماي رنگي با نور روز يكسان است و از نظر شدت نيز در فاصله هاي نزديك مناسب بوده و قادر به تلطيف سايه ها خواهد بود. مشكل عمدة منابع نوري پر قدرت، تدارك نيروي الكتريسته كافي براي كاربرد آنهاست . براي اين كار ژنراتورهاي بزرگ سيار لازم است. بازتابهاي كلي سطوحي كه ماية روشن دارند، مثل برف، شن و سفيدي ديوار ممكن است بر حسب اتفاق، در كاهش تضاد بسيار شديد صحنه كمك كنند. اگر چه براي اين كار استفاده از ورقه هاي بزرگ منعكس كننده موسوم به رفلكتور با وجود اتكاي شديد بر قدرت و زاويه نور خورشيد ـ كنترل پذيري بيشتري دارد. اين ورقه هاي سفيد، طلايي يا نقره اي ، نور سخت يا نرم شده اي را بعنوان نور اصلي يا پر كننده براي روشن سازي سايه ها باز ميتابانند. بازتابه هاي نقره اي براي ديواره هاي تيره و شاخ و برگ درختان مفيدترند در حالي كه نور گرمتر، بازتابه هاي سفيد يا طلايي براي چهره پردازي مناسب تر است. منابع نور مصنوعي 1ـ لامپهاي رشته اي : اين لامپها از همان نوع ويژة روشنايي خانه ها هستند ، اما مصرف وات خيلي بيشتري (بين 200 تا 10000 وات) دارند. دماي رنگشان در ولتاژ اسمي آنها معمولاً 3200 كلوين است. لامپهاي رشتهاي كه اصولاً در مقايسه، بهاي ارزان تري دارند، بر اثر مرور زمان سياه مي شوند و توانايي شان را از دست ميدهند و از اين رو امروزه منسوخ شمرده ميشوند. «لامپهاي رشته اي 10000 وات» 2ـ لامپهاي تنگستن – هالوژن: در اين لامپها، مانند لامپ رشته اي – رشته فيلامان سيم پيچي شدة تنگستن بكار ميرود اما در دماي خيلي بيشتر و در فضاي آكنده از گازهاي هالوژن عمل ميكند. اين كار مانع ميشود كه بر اثر سياه شدن، همة روشنايي افت كند و دماي رنگ از دست برود. لامپ تنگستن ـ هالوژن دقيقاً به اندازه لامپ رشته اي با همان قدرت نور توليد ميكند. لامپهايي كه بازتابه و نظام اپتيكي دارند، نور نسبتاً بيشتري ميدهند زيرا در صد بيشتري از نور باز تابيده را به كار ميگيرند. قدرت لامپهاي موجود كه به شكلهاي گوناگون عرضه ميشوند، براي كار با باتري 150 ، 250 و 350 وات است و براي استفاده با برق 120 يا 220 ولت 200 تا 10000 وات است و حرارت رنگي آن 3200 كلوين ميباشد. بدليل نوع جنسي كه براي ساختن پوشش حباب لامپ بكار مي رود، لامپهاي تنگستن ـ هالوژني را كه بازتابه و عدسي ندارند هرگز نبايد با انگشت لمس كرد. هنگام تعويض لامپ، بايد از تكه اي پارچه يا كاغذ يا دستكش استفاده ميشود. اين نوع لامپها بر اثر تماس دست سياه ميشوند و عمرشان كوتاه تر ميشود. اگر لامپ گرانبهايي تصادفاً با دست تماس پيدا كرد آثار انگشت را بايد بي درنگ با الكل سفيد شست. «لامپ تنگستن – هالوژن» 3ـ چراعهاي قوس زغالي (Arc): اگر مقدار زيادي نور قابل كنترل از منبع واحدي مورد نياز باشد، اغلب از لامپ قوس زغالي 225 آمپر شدت زياد كه معمولاً آن را «آرك» مي نامند، استفاده ميشود. قوسهاي زغالي را ميتوان طوري ساخت كه نور حاصل از آنها با انتخاب زغالها يا صافيهاي مناسب، شبيه نور روز يا نور تنگستن بشود. چراغهاي آرك نيازمند برق مستقيم (DC) خاصي اند كه آمپراژ شديد و ولتاژ پايين داشته باشد و كابل ميان مولد و چراغ بايد ضخيم و ويژه اين كار باشد. اين چراغها بخاطر بزرگي و سنگيني جثه آنها قابليت مانور كمي دارند و محفظة مقاوم و سنگيني لازم دارند، يك جفت زغال را طي مدت نسبتاً كوتاهي (كمي بيش از نيم ساعت) مصرف ميكنند و بايد هر از چندي هنگام تعويض زغالها خاموششان كرد. معمولاً براي رسيدگي و اداره هر چراغ آرك يك كارگر فني لازم است. هرگاه نوري لازم باشد كه نوع و قدرت آن را فقط آرك ميتواند تأمين كند، هيچ چراغي را نمي توان جايگزين آن كرد. چراغ قوس زغالي در قبال هر وات انرژي برق مصرف شده، حدود 20 لومن نور توليد مي كند. قوسهاي زغالي را هرگز نبايد بدون شيشه اي در جلوي آنها ـ كه معمولاً از عدسي فرنل استفاده ميشود ـ بكار برد ـ اين شيشه يا عدسي، نور فرا بنفش زياد و خطرناكي را كه چراغ توليد ميكند، جذب ميكند. اين چراغها امروزه منسوخ شده و بجاي آن از چراعهاي آرك ها لوژنه استفاده ميشود. Text Box: «قوس زغالي در چراغهاي آرك» 4ـ چراغهاي آرك هالوژنه فلزي: اين چراغها از نوع قوس جيوه اي تخليه شونده مسدود با كارآيي بالايي هستند كه بين 85 و 102 لومن نور در قبال هر وات انرژي برق توليد ميكنند. چراغهاي هالوژونه فلزي از منبع برق متناوب (AC) تغذيه ميشوند. نور اين چراغها معمولاً با سرعتي دو برابر فركانس منبع AC چشمك ميزند. اين چراغها نيز مانند آرك ذغالي داراي دستگاه مولد ميباشند و در انواع گوناگوني از 575 وات تا 1200 وات، 2500 وات و ... و... 10 وات ساخته ميشوند.ساخته ميشوند. حرارت رنگي اين چراغها نور روز ميباشد. «لامپ هالوژنه فلزي (HMI) 1200 وات» «لامپ هالوژنه فلزي (CSI) 1000 وات» 5ـ ژوپيتر (چند چراغه): تعداي از لامپهاي تنگستن ـ هالوژن 650 يا 800 وات را كه هر يك از آنها بازتابه اي از نوع آلومينيومي در پشت و عدسي جمع كنندهاي در جلو دارند، اغلب با هم و بصورت دستههاي چهارتايي، ششتايي، نه تايي يا بيشتر بر روي يك پايه سوار ميكنند. نوع بزرگتر اين دسته چراغها كه به نه چراغ اصطلاحاً يا آرك كوچك معروف است، نوري توليد ميكند كه هرگاه قدرت كامل و كنترل يك چراغ بزرگ مثل آرك مورد نياز نباشد، ميتوان از آن بعنوان تلطيف كننده نور روز استفاده كرد. حرارت رنگي اين چراغها 3200 ميباشد. «ژوپيتر با 9 چراغ 650 وات» 6ـ چراغهاي قابل حمل باطري: چراغهاي قابل حمل باطري دار يكي از مهمترين لوازم كار فيلمبرداري خبري است. در اين چراغها از لامپهاي 30 ولت 150، 250 يا 300 وات استفاده ميشود. متأسفانه به علت گرماي لكه مركزي نور و افت خيلي سريع، اين نوع چراغها براي نور پردازي بي عيب و نقص سودمند نيست. روش استفاده از اين چراغها ـ كه معمولاً يكي از دستيارها يا كارگران فني آن را بدست ميگيرد يا روي دوربين نصب ميشود و نور آن مستقيماً به مركز رويداد (موضوع) تابانيده ميشود ـ بدترين شكل روشنايي را بوجود ميآورد. حرارت رنگي اين چراغها 3200 كلوين ميباشد. «چراغ قابل حمل باتري دار» هنگام پخش برنامه از تلويزيون، جلوة نور ناخوشايندتر هم ميشود، زيرا چهرها پر نور مي شوند و پس زمينه كه نور چراغ به آن نميرسد، سياه ميشود. اگر لكة مركزي نور را متوجه پس زمينه سازيد و كاري كنيد كه فقط حاشيه نور روي موضوع اصلي پيش زمينه بتابد، وضع بهتر خواهد شد. يكي از مفيدترين موارد كاربرد چراغ قابل حمل باطري دار برنامه هاي مستند تلويزيوني است. در اين نوع كار، چنين چراغي ميتواند نور محيط را بهبود بخشد. در روزهاي آفتابي سايه هاي تند روي چهره مصاحبه شوندگان را ميتوان با چراغ باطري داري كه از فاصله 50 تا 100 سانتيمتري بر آنها متمركز شده است، تلطيف كرد. در روزهاي تيره و ابري، چراغ باطري دار را ميتوان براي بر جسته سازي و تاكيد بر چهرهاي از جمعيت پيش زمينه به كار برد. هنگام استفاده از اين چراغ در نور روز، براي تصحيح دماي رنگ بايد از فيلتر آبي 80 بر روي چراغ استفاده شود. شيوه هاي نو رپردازي سبك يا شيوه هاي نورپردازي در مورد چهرة بازيگر و تصاوير دور از صحنه و بازيگر متفاوت خواهد بود. در نور پردازي تصاوير دور عوامل بسيار زيادي در شكل گيري شيوة نور پردازي موثر خواهد بود مثل فضاي كلي حاكم بر فيلم (پليسي، جنايي، خانوادگي، كودكانه و شاعرانه) يا بخش مربوط به شب يا روز يا صحنه هاي شاد يا غمگين فيلم، زمان وقوع داستان فيلم، مكان انجام آن، شخصيتهاي فيلم و از اين دست كه در واقع فضاي كلي و حاكم بر هر صحنه را تعيين خواهد كرد و به نورپرداز فكر اصلي نورپردازي را خواهد داد. پس از آن بستگي به شناخت و سليقه نورپرداز دارد كه فضاي مورد نظر را چگونه توسط كاربرد چراغهاي نورپردازي و تعيين به كنترانست در صحنه بوجود آورد. اما نكته مهم دو شيوة نورپردازي براي ايجاد فضاي حاكم بر فيلم است: 1ـ نورپردازي با مايه روشن high key 2ـ نورپردازي با مايه تيره Low key. در نورپردازي با مايه روشن، نسبت كنتراست صحنه بسيار كم و حداكثر به نسبت1 به 3 خواهد بود يعني اختلاف بين نور اصلي با نور فرعي بسيار كم و در حد ايجاد اختلاف و شكل گيري سايه هاي كمرنگ است. در اين شيوه اكثر اشياء صحنه داراي نور روشن و قابل تشخيص خواهند بود كه غالباً براي نور پردازي آن از نورهاي نرم استفاده مي شود. بخشهاي روشن صحنه برتري كاملي بر بخشهاي تاريك آن خواهد داشت و به عبارت روشن تر همه چيز در روشنايي يكنواختي مثل نور روز يك اتاق ديده خواهند شد. برداشت و حس بيننده از اين شيوة نورپردازي فضايي شاد، كودكانه، آرام بخش ، بدون خستگي خاص و يكنواخت خواهد بود و تصوري از ساعات پرنور روز خواهد داشت. در نور پردازي با مايه تيره همه چيز نقطة مقابل شيوة قبل خواهد بود يعني با ايجاد كنتراست زياد در صحنه مثلاً نسبت 1 به 6 و بالاتر، اختلاف بين روشنايي ها و تاريكي ها را افزوده و با استفاده از نورهاي سخت و تند مبادرت به تشكيل سايه هاي قوي و تيز خواهندكرد. غالب اشياء صحنه در تاريكي و تيره گي فرو خواهد رفت و اشياء يا بازيگراني كه ديده مي شوند در سايه روشن هاي تندو شديد قرار دارند. شكل اجسام موجود در صحنه داراي بعد و عمق و برجستگي زياد خواهد بود و غالباً داراي نور يكنواخت و يكدستي نخواهند بود و نورپردازي چهرة آنها داراي سايه هاي قابل تشخيصي است. فضاي حاكم بر اين شيوة نور پردازي غالباً ترسناك، جنايي و پليسي، غير قابل پيش بيني و مرموز، مرگ و سكوت، تنهايي و خلوت ، قدرت و استحكام ، تندي و خشنوت ، مبارزه و تلاش سخت و گاهي مردانگي و جسارت خواهد بود. نورپردازي چهره داراي تنوع و گستردگي بيشتري است و البته از اهميت بيشتري نيز برخوردار است چرا كه تصوير بزرگ و نزديك از چهرة بازيگر قادر به نمايش كوچكترين حركات چهرة وي و در نتيجه قادر به نمايش احساسات و عواطف دروني وي است. در اين بين نورپردازي وظيفه بسيار خطيري بعهده دارد زيرا نورپردازي خوب تكميل كنندة احساسات و بازي هنرپيشه است و يك نورپردازي نامناسب به همان نسبت ميتواند بازي خوب يك بازيگر را تحت الشعاع قرار داده و نه تنها دقت بيننده را به بازي وي معطوف نكند بلكه حواس او را نيز به اشياء و عيوب قاب تصوير مشغول كند. گرچه نورپردازي چهره وابستگي كاملي به فيزيك چهرة بازيگر دارد و در صحنه هاي مختلف تابع شرايط گوناگوني است اما در شيوه هاي نورپردازي كه بررسي خواهيم كرد چهرة معمولي يك بازيگر فرضي را در نظر گرفته و كاربرد و توانايي هاي آن شيوه را بررسي مي نماييم. 1ـ نور پردازي مثلث يا كلاسيك يكي از الگوهاي معمولي نورپردازي چهره در عكاسي ، سينما و تلويزيون ، نورپردازي مثلث است كه وام گرفته از نور پرتره در نقاشي است. شكل شناخته شده اين نورپردازي براي بيننده بسيار آشناست و غالباً براي چهرههايي كه كمتر در حال حركت و گردش به اطراف باشد، مناسب است زيرا فرم ايجاد شده يعني مثلث روي گونه با جزئي حركت سر بازيگر حالت خود را از دست داده و به فرم ديگري در نورپردازي تبديل خواهد شد. نورپردازي كلاسيك بعنوان بنيادي ترين شكل نورپردازي در رأس آموزش نورپردازي است و گرچه سالهاست از اين شيوه نورپردازي در هنرهاي بصري استفاده ميشود اما هنوز تازه گي و زيباي خاص خود را داراست. معمولاً براي چهره پردازي آدمهاي رسمي، تشريفاتي، قديمي و ... از اين شيوه با نسبت 1 به 3 استفاده ميشود. نحوة چيدن چراغها در اطراف بازيگر همان گونه است كه در نورپردازي بنيادي يا كلاسيك با آن آشنا شديد. اما اين نورپردازي داراي دو شكل متفاوت است: 1ـ نورپردازي عريضBROAD lighting 2ـ نورپردازي باريك Narrow lighting در نورپردازي عريض منبع اصلي نور طوري قرار ميگيرد، تا گونه نزديك به دوربين روشن شود و گونه ايكه از دوربين دورتر است نسبتاً در تاريكي واقع شده و با نور فرعي پر شود. ارتفاع نور اصلي بين 60 تا 100 سانيتمتـر بالاي خط نگاه است اگر چانة شخص استخواني و برآمده باشد و چشمهاي گودتر، ارتفاع نور بايد پائين تر و اگر دماغ شخص كوچك و كوتاه باشد، ارتفاع نور را بايد بالا برد. در اين شيوه تقريباً 75% از چهره كه نزديك به دوربين است روشن مي شود و مثلث نور روي گونة دورتر به دوربين تشكيل خواهد گرديد. بدين لحاظ بيننده قسمت عمده اي از چهرة بازيگر را خواهد ديد و بنظر ميرسد كه چهرة وي عريض و پهن است و براي پوشاندن عيوب چهره هاي لاغر و گود افتاده بسيار مناسب است. زاويه سايه بيني با خط لب در حدود 45 درجه است و اگر از داخل دوبين به بازيگر نگاه كنيد، دو نقطه نوراني در مردمك چشمها ديده ميشود كه براي سر زندگي و شادابي بازيگر بسيار ضروري است. در نورپردازي باريك، نور اصلي، گونه دورتر به دوربين را روشن ميكند و گونه اي كه به دوربين نزديكتر است و بيشتر ديده ميشود در تاريكي فرو ميرود و تنها مثلث نوري آن ميافتد. نور اصلي در اين شيوه حدود 30% از چهره را روشن مي كند كه چون قسمت عمده صورت در تاريكي است و بخش كوچكي از صورت ديده ميشود، چهره باريك و كشيده تر بنظر ميرسد. نقاط نوراني در چشمها ديده ميشود و معمولاً نسبت 1 به 3 براي اين نورپردازي نيز مناسب است. نورپردازي باريك براي صورتهاي گرد و دايره اي شكل و چهره هاي عريض و بدقواره و با دقت و مهارت براي صورتهاي بيضي شكل مورد استفاده قرار ميگيرد. اين نور با نسبت 1 به 4 براي صحنه هاي شب بسيار مناسب است بخصوص براي نور بازيگر در داخل ماشين در حال رانندگي. نور باريك شيوه مناسبي جهت نورپردازي با مايه تيره (Low key) است. 2ـ نورپردازي جانبي Side Lihgting در نورپردازي جانبي نور اصلي به تقليد از نور پنجره و يا آباژور در سطح نگاه چشمها و تنها به يك طرف صورت ميتابد و در صورت نياز به نور پر كننده، آن را در كنار دوربين ـ طوري كه به طرف ديگر صورت بتابد ـ قرار ميدهند. نسبت كنتراست در اين شيوه غالباً بالاست (معمولاً از 1 به 3 بالاتر است) بـــراي چهره پردازي صورتهاي صاف و غير جذاب از اين شيوه استفاده ميشود تا نيمي از صورت و عيوب آن در تاريكي باقي بماند. روشن و تاريك بودن همزمان صورت به شكل دوگانه باعث ايجاد حس اضطراب و نگراني شده و همچنين مرموز بودن و دورويي را نمايش ميدهد. 3ـ نورپردازي از جلو Frontal lighting يا نور پروانه Butterfly Lighting نور اصلي از ارتفاع بسيار بالا و جلوي بازيگر به وي ميتابد . زيربيني بر بالاي لبها سايه اي مثلث شكل بوجود ميآيد. همچنين در صورتهايي كه چشمان و گونه هاي گود دارند زير چانه بر روي گردن، سايه هايي ايجاد خواهد شد كه با قرار دادن نور فرعي در كنار دوربين و در سطح چشمان بازيگر ميتوان سايه هاي غليظ حاصل از نور اصلي را نرم كرد. اين نور كه به نور پروانه مشهور است غالباً براي نورپردازي چهره هاي خانمها بكار ميرود چون به تمام قسمتهاي صورت از جلو نور خورده و تا حدي چين و چروكهاي صورت را با نور پر ميكند. نور كودكان و شخصيتهاي مهم و بزرگ از اين شيوه است . اين نور داراي جذابيتهاي نمايشي نبوده و حسن بزرگ آن در ثابت ماندن حالت نور در حركات بازيگر به جلو و عقب است. 4ـ نور متقاطع Cross Lighting در اين شيوه دو نور اصلي با شدت وتوان يك اندازه از دو طرف طوري به چهرة بازيگر مي تابند كه دقيقاً در وسط چهره يعني ميان پيشاني، روي بيني و در وسط چانه وگردن سايه باريك و خط مانندي ايجاد ميگردد كه باعث استحكام و قدرت بسيار در چهره ميگردد، همچنين چهره خشني براي مردان ايجاد مي كند . نسبت اين دو نور اصلي 1 به 1 است و براي پر كردن سايه هاي وسط چهره از نور فرعي با شدت كم استفاده مي كنند. حسن زياد اين نور كامل بودن نور چهره است كه بازيگر قادر است سر خود را براحتي به اطراف و بالا و پايين بگرداند بدون اينكه شكل و فرم نور از دست برود. اين نور چهره اي محكم، سنگين، قاطع و مردانه ميسازد و غالباً از نور فرعي صرف نظر مي شود تا سايه موجود به وضوح قابل ديد باشد اما در صورت نياز در كنار دوربين قرار گرفته و سايه ها را ميپوشاند.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 6:5 توسط گروهی
|